تبليغاتX
**** **** به عشق خدایی که همین نزدیکیست
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


به عشق خدایی که همین نزدیکیست







 

السلام علیک یا ابا عبدالله بابی انت و امی

 

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا
تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن
عکس یک خنجر ز پشت سر پی مولا کشید

گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم
راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید

گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش
عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن
در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید

گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش
فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید

 

گفتمش سختی و درد وآه گشته حاصلم
گریه کرد، آهی کشید و زینب کبری کشید

گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق
عکس مهدی را کشید و به چه بس زیبا کشید

گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین
گفت این یک را بباید خالق یکتا کشد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 19:26  توسط منتظر لحظه ظهور  | 


 

میلاد باسعادت هشتمین فخر کائنات آقا و ولی نعمتمان ثامن الحج حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) مبارک باد.

 

 

دوباره غربت دلم

به غربتت بهانه شد

 

دوباره غم شد وشکست

هزارو یک ترانه شد

 

ببین که هر ترانه اش

شکفته غربتی دگر

 

       

 

ز شعله شعله پر کشید

هزارو یک بهانه شد

 

دوباره غربت دلم ، نشست روی گونه ام

شبی ز قطره قطره اشک ، زدیده ام روانه شد

 

نمی رسد صدای من به گوش مردمان شهر

بگو به غم خبر دهند، دلم کبوترانه شد

 

نمی خرد دگر کسی ، دل شکسته مرا

دلی که بند بند او نوای عاشقانه شد

 

زقطره گو چه می شود، که پر کشم به سوی تو

بگو چگونه می شود ، چگونه جاودانه شد

 

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 22:1  توسط منتظر لحظه ظهور  | 


 

 

خدای من ! در آن هنگام که به سوی تو سر بر می دارم ملکوت اعلای تو را از دیدگان خویش در ورای سه پرده پنهان می بینم و این سه پرده را هم خود با دست خویشتن بر آویخته ام .

 

 

نخستین ، پرده ای که نگذارد دیده به دیدار تو بگشایم عصیان من از فرمان توست .

 

پرده دوم ؛ آن است که در ارتکاب منهیات و ملاهی بروی خویش کشیده ام و خود را از عنایت و مرحمت تو بدور داشته ام .

 

و پرده سوم ؛ پرده غفلت من است ، غفلتی که در ادای شکر و سپاس تو ورزیده ام . نعمت یافته ام  و شکر نعمت به جای نیاورده ام .

 

موهبت دیده ام و از سپاس موهبت باز مانده ام و ولی از رحمت تو نومید نیستم زیرا به فضل عمیم و رحمت وسیع تو چشم طمع دوخته ام .

 

تفضلت من را امید وار می کند و ترحمت مرا به سوی تو می راند .

 

من نیز بنده ای از بندگان گناهکار تو باشم که به درگاه تو روی نهاده ام و با حسن ظن و رجاء واثق خویش دست طلب به آسمان ها  برداشته ام .

 

تو آنچه از عطایا و مواهب فرستی همه تفضل و ترحم باشد و نعمت های تو یکجا برایگان انعام شوند .

 

اینک مرا ببین که در پیشگاه عزت و عظمت تو در منتهای ذلت و مستمندی ایستاده ام و با همه شرمی که از گناهان خویش دارم  باز هم به امید مرحمتت کف سئوال من گشوده است .

 

پرودگارا ! به معاصی خویش اعتراف دارم و از پرده هایی که میان خود و ملکوت اعلای خود بیاویخته ام شرمسار و پشیمانم .

 

خداوندا ! در این هنگام که لبهای لرزان خویش را با اعتراف گشوده ام و با آنچه از دست و زبان من با نکوهیدگی گذشته است اقرار آورده ام ، آیا اعتراف عاجزانه و اقرار شرمسارانه ام به من سودی خواهد بخشید ؟

 

آیا این اقرار و اعتراف جان مرا از کیفر کردارم نجات خواهد داد ؟

 

آیا بنده ذلیل و زبون خود را خواهی بخشید یا همچنان مرا مستحق عقاب و عذاب خواهی دانست و به جای مهر بر جان من قهر روا خواهی داشت ؟

 

خدای من ! من نه آن باشم که از درگاه تو نومید باز گردم زیرا همیشه در های توبت و انابت را بروی خویش گشوده می بینم .

 

من آن بنده ضعیف و ذلیل باشم که بر نفس خویش ستم روا داشته ام و حرمت پروردگار خویش را که معبود بی همتای من است فرو گذاشته ام .

 

گناهان من بسیار است و شانه های من در زیر بار معاصی فرو خمیده و بال و پر روح مرا در هم شکسته است .

 

 

من آن موجود مستمندم که روزگارم در ملاهی و مناهی بسر آمده و عمرم به پایان رسیده است . همی بینم که دیگر فرصتی برای عبادتم نمانده و مهلتی از اجل بی امان نتوانم گرفت .

 

من آن بنده ذلیل تو باشم که که می دانم جز تو بتو پناهی ندارم و از دست تو جز به درگاه تو راه فراری به رویم باز نیست .

 

هم اکنون قلب و زبان من هر دو به استغفار گشوده شده اند و بازوان خطاکار من بسوی رحمت واسعه تو باز مانده است .

 

باآهنگی دردناک بدرگاه تو می نالم و سر بینوایی و بیچارگی  در پیشگاه تو فرود می آورم .

 

زانوان من از هیبت کبریای تو و وحشت گناهان خویش می لرزد و اشکاهای ندامت بر چشمهایم می دود .

 

تو را می خوانم ای خدای من !...

 

که اجابت دعایم را ضمانت کرده ای و به من نوید رحمت و عنایت داده ای چه بسیار کس که بیش از من معصیت کرده اند و نعمت مغفرت تو را دریافته اند .

 

چه بسیار پیشانی شرمسار و چهره شرمگین که در پیشگاه تو بر خاک استغفار و اعتذار عرق توبت ریخته و بالاخره خشنود و خرسند سر از خاک برداشته اند .

 

من تو را آنچنان بخشنده و بخشاینده می بینم که می دانم از گناه بزرگ گذشتن ، بر تو دشوار نیست و کردار ناستوده ما را نا دیده انگاشتن ، ذات اقدس تو را گران نیاید .

 

تو از بندگان خویش نافرمانی ها بینی و اغماض فرمایی و دوست می داری که بنده ای دورا ز استکبار و استغنا لب به استغفار بگشاید و همچنان پرهیز کار و پارسا بماند .

 

من اکنون در پیشگاه تو از نخوت و کبر دوری می جویم و در پناه تو از شر وسوسه نفس و جاذبه معصیت می گریزم .

 

از تقصیری که در ادای طاعاتت روا داشته ام توبه می کنم و به خاطر عجز و قصوری که مرا از ایفای بندگی باز داشته از تو کمک می خواهم تا آنچنان که شایسته عبودیت باشد بدرگاه الوهیت تو بندگی آورم .

 

پروردگارا ! بر محمد (ص) و خاندان پاکش درود و رحمت بفرست و به من نیروی طاعت و بندگیت را عطاکن و از کیفری که سزاوار من است معافم فرما .

 

خدایا ! از عذاب و عقابی که گناهکاران را به وحشت می اندازد پناهم ده که می دانم چنین خواهی کرد زیرا بخشش و بخشایش به توبرازنده باشد و گذشت و اغماض از گناهان ما بر تو گران نیاید .

 

ترا کائنات به صفت  رحمت و مغفرت شناخته و ماسوای تو به تو چشم امید دوخته است .

 

جز تو از هیچ کس حاجت نخواهم و جز تو هیچکس را بخشنده گناهان خویش نشناسم و تنها از قهر و خشم تو بر نفس خود نگرانم .

 

پروردگارا به من کمک کن تا تو را بشناسم و به پیشگاه الهیت تو گردن طاعت و عبادت فرو شکنم و بر قسمت خویش که بارضای تو مقرون است قناعت کنم .

 

و چنان کن که همواره شیوه من شکر تو و عادتم ذکر توباشد و با اطمینان و اعتماد سرشت خود را دریابم و آنچه تو خواهی بخواهم .

 

ای پرودرگار جهان و جهانیان ! فضل تو عظیم و قدرتت بی مانند است .

 

جهان در بند تو  وجهانیان در بند تو باشند

 

خدای من دعای مرا اجابت فرما ...

 

 

برگرفته از کتاب زبور آل محمد (صحیفه کامله سجادیه )

 با اندکی تصرف و تلخیص (خواهر عزیزم شکیبا)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 22:15  توسط منتظر لحظه ظهور  | 


 

میلاد با سعادت

مولود کعبه مولی الموحدین حضرت امیرالمومنین امام علی بن ابیطالب (ع)

محضر امام عصر و الزمان امام الانس و الجان  حجت ابن الحسن العسکری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرج و تمام عاشقان حضرت تبریک وتهنیت باد.

 

علی را قلب پر غم می شناسد

نه نامحرم که محرم می شناسد

زمین ظرفیت عرفان ندارد

 علی را عرش اعظم می شناسد

 

 

خدایش، ایمانش را ستود

 

 

قبایل عرب یا در حال جنگ و جدال بودند و یا در سفرها به خرید و فروش، اشتغال داشتند.

در غیر این دو صورت، دور هم می‌نشستند و به افتخارات قبیلگی خود می‌نازیدند ...

در مدح دوستانشان شعر می‌گفتند و دشمنان را به باد تمسخر می‌گرفتند. بعد از بعثت رسول خدا هم، کم و بیش به دنبال جمع آوری افتخارات خود بودند تا در موقعیت‌های مناسب، چماق آن را بر سر یکدیگر بکوبند. از جمله امتیازات بزرگ مردم مکه، همسایگی کعبه بود.

خصوصاً قریش که خود را حافظ و نگهبان خانه خدا می‌دانست. خانه‌ایی که در آن زمان علاوه بر تمام افتخارات گذشته‌اش، به خود می‌بالید که قبله گاه پیامبر اسلام است.

مردی از فرزندان عبدالدّار، با عربی از فرزندان عبدالمطلب، در حال فخرفروشی خانوادگی به هم بودند.

یکی می‌گفت: «چه گمان کردی؟ کلیدهای کعبه در دست فامیل من است. ماییم که در خانه خدا را برای حجاج باز می‌کنیم. اگر بخواهیم درها را قفل می‌کنیم و کسی را به خانه راه نمی‌دهیم!! آری! ما بعد از پیامبر، بهترین مردم هستیم.

دیگری داد سخن می‌داد که: تو چه می‌گویی؟!

آب دادن به حجاج بیت الله به دست ماست. ماییم که زایران خانه خدا را سیراب می‌کنیم و هر گوشه‌ای از مسجدالحرام که خراب شود، ساختن آن به عهده فامیل من است!! پس ما بهترین مردم بعد از رسول خداییم. کلام مرد عرب به اینجا رسیده بود که صدای پای عابری، سخن آنان را قطع کرد. رو برگرداندند. هیکل مردی نه چندان بلند در میان کوچه ظاهر شد. کمی که جلوتر آمد، دیدند علی بن ابی طالب است.

شاید دو شیخ کهنسال عرب با خود گفتند، اینک به این جوان فخر فروشی می‌کنیم.

آهای ابوالحسن! با توییم!

سلام می‌رساند و می‌گوید: "بر ایشان بخوان":

آیا آب دادن به حجاج و تعمیر مسجدالحرام را برابر دانستید با کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد و جهاد در راه خدا می‌کند؟ (نه چنین است) اینان در نزد خداوند برابر نیستند و خدا گروه ظالمین را هدایت نمی‌کند.

می‌خواهی بدانی بهترین مردم بعد از رسول خدا کیست؟

یکی از آن دو بلافاصله گفت: خوب معلوم است من هستم. چون ما کلیدداران خانه خدا هستیم.

دیگری گفت: خیر من هستم. چون پذیرایی از حجاج به عهده فامیل من است و ...

 

امیرالمومنین گفت:

نمی‌دانم شما چه می‌گویید. اما آیا می‌خواهید کسی را به شما معرفی کنم که بهترین مردم بعد از رسول خداست؟

گفتند: بگو ببینیم او کیست؟

گفت: همان که بر گردن‌های شما کوبید تا دین اسلام را بپذیرید!!

گفتند: او کیست که چنین کرد؟

 

گفت: من هستم.

من قبل از همه مردم به طرف قبله نماز گزاردم و در تمام نبردها حضور داشتم ...

کلام امیرالمومنین بر هر دو عرب بسیار سنگین آمد. یکی از آن دو که از فامیل نزدیک پیامبر هم بود با عصبانیت از جا برخاست و با عجله دور شد.

او که پیرمردی از بنی‌هاشم بود، در حالی که از خشم می‌لرزید و گمان داشت که امیرالمومنین به او بی‌احترامی کرده است، نزد پیامبر رفت و داستان را برای پیامبر نقل کرد.

رسول خدا با آرامش کلام او را گوش دادند، اما پاسخی به او ندادند. شاید رعایت سن او را کردند و یا حق رحم نگه داشتند که این مرد از فامیل نزدیک رسول خدا محسوب می‌شد. نمی‌دانیم! خدا، خود از حکمت کارهای رسولش با خبر است.

مدتی نگذشت که امین وحی خداوند - حضرت جبرئیل - بر پیامبر نازل شد. ای محمد! خدای متعال به تو سلام می‌رساند و می‌گوید: "بر ایشان بخوان":

آیا آب دادن به حجاج و تعمیر مسجدالحرام را برابر دانستید با کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد و جهاد در راه خدا می‌کند؟ (نه چنین است) اینان در نزد خداوند برابر نیستند و خدا گروه ظالمین را هدایت نمی‌کند. (1)

این جا بود که رسول خدا آیه شریفه‌ای را بر آنان تلاوت کرد و فرمود:

"بروید که خداوند خصم شماست درباره علی بن ابی طالب. "(2)

آری! او ایمانش با هیچ چیز قابل مقایسه نبود

 

پی‌نوشت‌ها:

1- سوره توبه، آیه 19 .

2- تفسیر فرات بن ابراهیم الکوفی، ج 1، ص 166 .

 

منبع:

برگرفته از کتاب "از کعبه تا بهشت" نوشته داود صفرزاده

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 19:3  توسط منتظر لحظه ظهور  | 


 

 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

 

 

 

بکتاش عشق

 

قومی عیار باورمان را محک زدند

بر سکه های خالصمان مهر شک زدند

 

گفتند باهمه اهالی برادریم

مثل شغاد ، ساده به رستم کلک زدند

 

در یورش مدام زمستان ، چه تلخ بود

وقتی به گوش غنچه غریبانه چک زدند

 

حتی به سهم اندک مان از بهار نیز

در پیش حضرت او ناخنک زدند

 

از بس سکوت بر لب احساسمان نشست

گل برگهای عاطفه یک جا کپک زدند

 

 

 

 

 

بکتاش عشق سر به بیابان نهاد و رفت

وقتی شنید رابعه اش را کتک زدند

 

قومی که بسته اند گذرگاه عشق را

حتی به خشک سالی این قریه تک زدند

 

باور کنید ساده تراز گل کسی نبود

بر زخمهای کهنه ی او هم نمک زدند

 

 

شاعر:خدابخش صفادل

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 0:11  توسط منتظر لحظه ظهور  | 


 

 

نوروز در آيات و روايات

در كتاب شريف بحارالانوار مرحوم مجلسى رحمه الله پيرامون عيد نوروز روايات متعددى نقل شده به طورى‏كه در جلد 59 بيش از 45 صفحه به اين موضوع اختصاص يافته است. در اين مختصر، به بخش‏هايى از آن مباحث اشاره مى‏شود:

معلى بن خنيس نقل كرده است كه روز نوروز بر امام جعفر صادق عليه السلام وارد شدم، امام عليه السلام خطاب به من فرمود: آيا اين روز را مى‏شناسى؟ عرض كردم، قربانت‏شوم، اين روزى است كه ايرانى‏ها آن را بزرگ و نيكو مى‏شمارند و به همديگر هديه مى‏دهند. پس امام فرمودند: علت اين امر را كه بسى ديرينه است‏برايت تشريح خواهم كرد. عرض كردم اگر اين موضوع را از ناحيه شما فراگيرم بهتر از آن است كه گذشتگانم زنده شوند و دشمنانم نابود گردند!

پس فرمودند: اى معلى! همانا نوروز روزى است كه پروردگار جهان از بندگانش پيمان گرفت كه او را پرستش كنند و به او شرك نورزند و به پيامبران و امامان عليهم السلام ايمان بياورند. نوروز اولين روزى است كه خورشيد در آن طلوع كرد و بادهاى ناگهانى وزيدن گرفت و ستاره زمين در چنين روزى ايجاد شد ... نوروز روزى است كه على عليه السلام در نهروان خوارج را هلاك كرد; گل‏هاى زمين در آن روز خلق شد; در چنين روزى بود كه كشتى حضرت نوح عليه السلام بر كوه جودى نشست; همان روزى است كه جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد; همان روزى است كه ابراهيم عليه السلام بت‏ها را شكست; در همين روز حضرت محمد صلى الله عليه و آله، على عليه السلام را بر دوش خود حمل كرد تا بت‏هاى قريش را سرنگون كند... در چنين روزى حضرت مهدى عليه السلام ظهور مى‏فرمايد و ما انتظار فرج آن حضرت را در چنين روزى داريم; براى اين‏كه نوروز از ما و شيعيان ماست. نوروز براى مسافرت خوب و براى زراعت و طلب حوايج‏بسيار نيكوست، عقد نكاح و ازدواج در چنين روزى بسيار شايسته است. (1)

 

 

همچنين در كتاب مزبور آمده است‏شيخ طوسى و ساير متاخرين براى عيد نوروز اعمال مخصوصى را بيان داشته‏اند كه از آن جمله است: غسل، روزه، نماز و... (2) همچنين روايت‏شده كه احمد بن فهد الحلى رحمه الله در كتاب مهذب البارع فرموده است كه: نوروز، روز عزيز و بلند مرتبه‏اى است. (3) مرحوم سيد مرتضى علامه بهاءالدين على بن حميد با استناد به فرمايش معلى بن خنيس از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه: نوروز روزى است كه در آن روز پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آن روز براى امير المؤمنين على عليه السلام در غدير خم پيمان گرفت و آن حضرت را به امامت‏بعد از خودشان منصوب فرمود... و نوروزى بر ما نمى‏گذرد الا اين‏كه ما در آن روز منتظر ظهور فرج قائم آل محمد صلى الله عليه و آله هستيم. و نوروز از روزهاى ما مى‏باشد. (4)

 مرحوم حاج شيخ عباس قمى رحمه الله در فصل يازدهم كتاب گرانسنگ مفاتيج الجنان اعمال ويژه‏اى براى عيد نوروز آورده‏اند از جمله: نماز، ادعيه متعدد و صدقه دادن. و نيز از امام ششم عليه السلام روايت كرده كه چون عيد نوروز فرا رسد، غسل كن و پاكيزه‏ترين جامه‏هاى خود را بپوش و به بهترين بوهاى خوش خود را خوشبو گردان. صله ارحام، عيادات از بيماران، بزرگان دين، علما و پدر و مادر از جمله برنامه‏هاى اين روز است.

پى‏نوشت‏ها:

1- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 59، ص 91، باب 22

4و3و2- همان، ص 116;117.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 23:8  توسط منتظر لحظه ظهور  |