
خدا آسمان را آفريد- خدا کهکشان وماه وستارگان و سيارات را آفريد
خدا زمين را آفريد- خشکي وآبها و کوهها را پديد آورد
خدا جنگل را آفريد – جنگل و درخت و گلها و بوته ها را آفريد

خدا آبها را آفريد – برکه ها وچشمه ها ونهرها ورودها و دريا ها
واقيانوسها را آفريد
و خدا هرچه را زيبا آفريد
شب را به رنگ سياه وسپيد و قرمز آفريد

روز را به رنگ سپيد وآبي ونارنجي آفريد
دريا را به رنگ آبي و(( بنفشآبي )) آفريد

درختان را سبز وقهوه اي آفريد
وخدا دنيا را رنگ زد با بهترين رنگها آرامترين رنگها

خدا چهار فصل را آفريد – و هر فصل رنگهاي مخصوص خودش را داشت
وهر فصل از فصل ديگر زيباتر بود

خدا طبيعت را آفريد –انسان را آفريد – انسان را خليفه خودش در زمين قرار داد
خدا انسان را براي تنهايي خودش آفريد – به اوتوان سخن گفتن داد تا با اوحرف بزند

توان شنيدن داد تا به حرفهايش گوش بسپارد
توان فکر کردن داد تا بوسيله او خودش را منتشر کند
خدا انسان را آفريد - به اوتوان ديدن داد تا طبيعتش را ببيند

توان درک کردن داد تا طبيعتش را بشناسد
و انسان آفريده شد با توان حرف زدن وشنيدن و فکر کردن
و انسان جانشين خدا بر روي زمين شد

وانسان زمين خدا را به گند کشيد
آرامش طبيعتش را بر هم زد
انسان ساختمانهاي زشت را آفريد
درختان زيبا را قطع کرد تا ساختمانهاي زشت را بيافريند
انسان سد ساخت ورودخانه را محصور کرد

انسان به جاي درخت تير برق کاشت
پيچ وخم رودخانه ها را ازبين برد تا پل بزند
تمام زباله ها ساخته دست انسانند – انسان رودخانه ها را تبديل به سياه چاله زباله هايش کرد
انسان دود را آفريد آسمان را به دود آلود

انسان ساختمانها را افريد
انسان ديوارها را آفريد
انسان مرز را آفريد وبين مردم فاصله انداخت
انسان جنگ را آفريد –انسان انسان انسان

حيف جانشيني خدا
و چه خوب است که توانستم آفريده هاي خدا را از مصنوعات ساخته دست انسان تشخيص دهم
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 15:23  توسط منتظر لحظه ظهور
|