تبليغاتX
**** **** به عشق خدایی که همین نزدیکیست
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


به عشق خدایی که همین نزدیکیست







 

میلاد باسعادت هشتمین فخر کائنات آقا و ولی نعمتمان ثامن الحج حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) مبارک باد.

 

 

دوباره غربت دلم

به غربتت بهانه شد

 

دوباره غم شد وشکست

هزارو یک ترانه شد

 

ببین که هر ترانه اش

شکفته غربتی دگر

 

       

 

ز شعله شعله پر کشید

هزارو یک بهانه شد

 

دوباره غربت دلم ، نشست روی گونه ام

شبی ز قطره قطره اشک ، زدیده ام روانه شد

 

نمی رسد صدای من به گوش مردمان شهر

بگو به غم خبر دهند، دلم کبوترانه شد

 

نمی خرد دگر کسی ، دل شکسته مرا

دلی که بند بند او نوای عاشقانه شد

 

زقطره گو چه می شود، که پر کشم به سوی تو

بگو چگونه می شود ، چگونه جاودانه شد

 

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 22:1  توسط منتظر لحظه ظهور  | 


 

 

خدای من ! در آن هنگام که به سوی تو سر بر می دارم ملکوت اعلای تو را از دیدگان خویش در ورای سه پرده پنهان می بینم و این سه پرده را هم خود با دست خویشتن بر آویخته ام .

 

 

نخستین ، پرده ای که نگذارد دیده به دیدار تو بگشایم عصیان من از فرمان توست .

 

پرده دوم ؛ آن است که در ارتکاب منهیات و ملاهی بروی خویش کشیده ام و خود را از عنایت و مرحمت تو بدور داشته ام .

 

و پرده سوم ؛ پرده غفلت من است ، غفلتی که در ادای شکر و سپاس تو ورزیده ام . نعمت یافته ام  و شکر نعمت به جای نیاورده ام .

 

موهبت دیده ام و از سپاس موهبت باز مانده ام و ولی از رحمت تو نومید نیستم زیرا به فضل عمیم و رحمت وسیع تو چشم طمع دوخته ام .

 

تفضلت من را امید وار می کند و ترحمت مرا به سوی تو می راند .

 

من نیز بنده ای از بندگان گناهکار تو باشم که به درگاه تو روی نهاده ام و با حسن ظن و رجاء واثق خویش دست طلب به آسمان ها  برداشته ام .

 

تو آنچه از عطایا و مواهب فرستی همه تفضل و ترحم باشد و نعمت های تو یکجا برایگان انعام شوند .

 

اینک مرا ببین که در پیشگاه عزت و عظمت تو در منتهای ذلت و مستمندی ایستاده ام و با همه شرمی که از گناهان خویش دارم  باز هم به امید مرحمتت کف سئوال من گشوده است .

 

پرودگارا ! به معاصی خویش اعتراف دارم و از پرده هایی که میان خود و ملکوت اعلای خود بیاویخته ام شرمسار و پشیمانم .

 

خداوندا ! در این هنگام که لبهای لرزان خویش را با اعتراف گشوده ام و با آنچه از دست و زبان من با نکوهیدگی گذشته است اقرار آورده ام ، آیا اعتراف عاجزانه و اقرار شرمسارانه ام به من سودی خواهد بخشید ؟

 

آیا این اقرار و اعتراف جان مرا از کیفر کردارم نجات خواهد داد ؟

 

آیا بنده ذلیل و زبون خود را خواهی بخشید یا همچنان مرا مستحق عقاب و عذاب خواهی دانست و به جای مهر بر جان من قهر روا خواهی داشت ؟

 

خدای من ! من نه آن باشم که از درگاه تو نومید باز گردم زیرا همیشه در های توبت و انابت را بروی خویش گشوده می بینم .

 

من آن بنده ضعیف و ذلیل باشم که بر نفس خویش ستم روا داشته ام و حرمت پروردگار خویش را که معبود بی همتای من است فرو گذاشته ام .

 

گناهان من بسیار است و شانه های من در زیر بار معاصی فرو خمیده و بال و پر روح مرا در هم شکسته است .

 

 

من آن موجود مستمندم که روزگارم در ملاهی و مناهی بسر آمده و عمرم به پایان رسیده است . همی بینم که دیگر فرصتی برای عبادتم نمانده و مهلتی از اجل بی امان نتوانم گرفت .

 

من آن بنده ذلیل تو باشم که که می دانم جز تو بتو پناهی ندارم و از دست تو جز به درگاه تو راه فراری به رویم باز نیست .

 

هم اکنون قلب و زبان من هر دو به استغفار گشوده شده اند و بازوان خطاکار من بسوی رحمت واسعه تو باز مانده است .

 

باآهنگی دردناک بدرگاه تو می نالم و سر بینوایی و بیچارگی  در پیشگاه تو فرود می آورم .

 

زانوان من از هیبت کبریای تو و وحشت گناهان خویش می لرزد و اشکاهای ندامت بر چشمهایم می دود .

 

تو را می خوانم ای خدای من !...

 

که اجابت دعایم را ضمانت کرده ای و به من نوید رحمت و عنایت داده ای چه بسیار کس که بیش از من معصیت کرده اند و نعمت مغفرت تو را دریافته اند .

 

چه بسیار پیشانی شرمسار و چهره شرمگین که در پیشگاه تو بر خاک استغفار و اعتذار عرق توبت ریخته و بالاخره خشنود و خرسند سر از خاک برداشته اند .

 

من تو را آنچنان بخشنده و بخشاینده می بینم که می دانم از گناه بزرگ گذشتن ، بر تو دشوار نیست و کردار ناستوده ما را نا دیده انگاشتن ، ذات اقدس تو را گران نیاید .

 

تو از بندگان خویش نافرمانی ها بینی و اغماض فرمایی و دوست می داری که بنده ای دورا ز استکبار و استغنا لب به استغفار بگشاید و همچنان پرهیز کار و پارسا بماند .

 

من اکنون در پیشگاه تو از نخوت و کبر دوری می جویم و در پناه تو از شر وسوسه نفس و جاذبه معصیت می گریزم .

 

از تقصیری که در ادای طاعاتت روا داشته ام توبه می کنم و به خاطر عجز و قصوری که مرا از ایفای بندگی باز داشته از تو کمک می خواهم تا آنچنان که شایسته عبودیت باشد بدرگاه الوهیت تو بندگی آورم .

 

پروردگارا ! بر محمد (ص) و خاندان پاکش درود و رحمت بفرست و به من نیروی طاعت و بندگیت را عطاکن و از کیفری که سزاوار من است معافم فرما .

 

خدایا ! از عذاب و عقابی که گناهکاران را به وحشت می اندازد پناهم ده که می دانم چنین خواهی کرد زیرا بخشش و بخشایش به توبرازنده باشد و گذشت و اغماض از گناهان ما بر تو گران نیاید .

 

ترا کائنات به صفت  رحمت و مغفرت شناخته و ماسوای تو به تو چشم امید دوخته است .

 

جز تو از هیچ کس حاجت نخواهم و جز تو هیچکس را بخشنده گناهان خویش نشناسم و تنها از قهر و خشم تو بر نفس خود نگرانم .

 

پروردگارا به من کمک کن تا تو را بشناسم و به پیشگاه الهیت تو گردن طاعت و عبادت فرو شکنم و بر قسمت خویش که بارضای تو مقرون است قناعت کنم .

 

و چنان کن که همواره شیوه من شکر تو و عادتم ذکر توباشد و با اطمینان و اعتماد سرشت خود را دریابم و آنچه تو خواهی بخواهم .

 

ای پرودرگار جهان و جهانیان ! فضل تو عظیم و قدرتت بی مانند است .

 

جهان در بند تو  وجهانیان در بند تو باشند

 

خدای من دعای مرا اجابت فرما ...

 

 

برگرفته از کتاب زبور آل محمد (صحیفه کامله سجادیه )

 با اندکی تصرف و تلخیص (خواهر عزیزم شکیبا)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 22:15  توسط منتظر لحظه ظهور  |